سعدی

بنام خدا

سعدیا با یار عشق آسان بوَد

عشق باز اکنون که یار از دست رفت

هرکس توانست معنی این بیت را بنویسد یک جلد غزلیات سعدی ( نفیس ) از من هدیه خواهد گرفت.

                                                                                                              محمد

/ 6 نظر / 9 بازدید
ات

الباالبب

احمد

اولا چه عجب که بالاخره نوشتی! دوما فکر کنم يه چيزی تو اين مايه ها که وقتی يار هست عاشق بودن و عاشقی کردن کاری نداره. اگه عرضه داری حالا که ياری در بين نيست عاشقی کن. چجوريش را برو از خود سعدی بپرس.

اری

عشق در حضور معشوق دردی نداره، سیذارتا هم لباس عافيت جر داد و بودا شد، يا تا حالا عاشق نشدی يا اينکه زود بهش رسيدی. يعنی ی اينقدر دردت اومده که سر شدی يا اينکه مزه دردو نچشيدی وگرنه از تو بعيده ...!

ميزمويز

بدبخت سعدی اين را در شبی نوشته که رقيب معشوق سعدی را قاژیده و به حجله بخت برده و اين طفلک بيچاره برای دل خوش کنک به خودش گفته بازهم بايد عاشق موند! البته بعضی ها ميگند:

ق

من هم معنيش رو مي دونستم به خدا. همين که گفتند. مي گه وقتي معشوق هست عاشقي راحته اگه راست مي گي وقتي بار از دستت رفته عاشقي کن.

نامعلوم

ايشالا يارت از دست هيچ وقت ندی